X
تبلیغات
نماشا
خورهه دهکده جهانی
دانلود نرم افزارهای جدید و رایگان با کرک download free software and crack ایمیل:rezaraz@walla.com--rezaraz@gmail.com

آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 21 دی‌ماه سال 1388
سایت خورهه

خورهه دهکده جهانی 

 

www.khorheh.com


دوشنبه 1 بهمن‌ماه سال 1386
سایت خورهه

سایت خورهه به آدرس زیر راه اندازی شد

http://www.khorheh.com


سه‌شنبه 11 دی‌ماه سال 1386
ایجاد سایت جدید

سلام به همه خصوصا خورهه ای ها
به اطلاع دوستان می رسانم سایت جدید خورهه به آدرس http://www.khorheh.com راه اندازی شد.

برای ورود اینجا کلیک نمایید.


دوشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1386
در ستایش خورهه

در اینترنت می گشتم که وبلاگ زیبایی از آقای احمدرضا حجارزاده دیدم و شعر بسیار زیبایی که در مورد خورهه گفته بودند. من شعر را عینا از وبلاگ ایشان منتقل می کنم

گوشه ای روشن و پاک

 

به سویِ خورهه روانم

چون رود

خورهه کجاست؟

گوشه ای از دنیاست

میعادگاهِ من و تنهایی هاست

کوله بارم

در کیفِ سیاه رنگِ سفر

بَر دوش،

کاغذهایِ باکره

روان نویسِ آبستن

و رویا

همسفرانم هستند

به سویِ خورهه می روم

چون باد،

خورهه کجاست؟

روستایی ناممکن

جایی دنج

پُر از زیبایی

سرشار از آرامشِ تخریب نشده

عاری از وفورِ صنعت و ماشین

و من

از فرازِ همین ویرانه شهر

می بینم آبادیِ خورهه را

و صدایم را عاشقانه

به سویِ او پرتاب می کنم:

منتظر باش،

می آیم... می آیم...!

سکوت

سرما

کُرسی

عزیز1

خداوند

مرا میزبانند

همه را دوست دارم،

ماهِ فروردین است

درختان

با شکوفه های بهاری

خود را بَزَک کرده اند

کوه ها لبخند می زنند

دشت ها جوانه ی استقبال.

سکوت

مرا از تنهایی می گیرد

و از ترس.

سرمایِ ملایمِ اوایلِ بهار

دستِ نوازش بَر گونه هایم می کِشد

و باد

سرودِ همیشگی اش را

سَر می دهد:

«خورهه گوشه ای از دنیاست

میعادگاهِ من و تنهایی هاست»

کُرسی

مرا به آغوش می کشد

گرم و صمیمی

و عزیز

با دست هایی رَگتاب،

 لاغر و پیر

و گوش هایی که تنها

فریاد را می شنوند

با لبخندِ مُرده ی این سال ها

چای می گذارد روی گُلِ کُرسی

و کاسه ای لَبالب

کِشمش و نخودچی

ظرفی دیگر

آجیل

و دوریِ2 پُر از

کُنجد

و یک لحظه بگو حتّی

تکرارِ« مادر، مادر»

از لبانِ خسته اش نمی افتد:

« بخور مادر، نوشِ جان مادر».

شگفت زده

می نگرم به دنیای خورهه

چگونه از ناشنوایی در شهر

به پَژواک رسیده ام در روستا؟!

تنها اینجاست

در خورهه

که صداها را می شنوم؛

صُبح

با جیک جیکِ ناتمامِ میلیچ3 ها

بیدار می شوم

برایشان دست تکان می دهم.

نان و پنیر و کَره و شیر و اَرده مربّا

همه تازه

و محلّی،

حاضر است:

« بخور مادر، نوشِ جان مادر»!

 بویِ مهربانیِ دستِ مادران

از هر کدام

جاریست؛

نَه، نمی توانم

نمی توانم

نبینم

نشنوم

نگویم

...

به دشت می زنم

تا نَفَس تازه کنم

و همانجا می بینم

خداوند را

با چشمانِ مهربان

دست هایِ بخشنده

صدایِ دلنشین

که در چشمه ی روستا جاری است

در کوچه باغ ها

دشت هایِ سبزِ گندمزار

من به او می خندم

و اعتراف می کنم:

آری،

خورهه

 گوشه ای از دنیاست

گوشه ای روشن و پاک

مثلِ خداست...

 --------------------------------------------------------------------------------

* نام روستایی از توابعِ محلات در استان اراک، به معنایِ« جایی که خورشید هست».

1 – اصطلاحی که در شهر و روستاها، نوه ها برای خطابِ مادربزرگان به کار می برند.

2 – در گویشِ خورهه ای به بشقاب یا ظرفِ گود می گویند.

3 – در گویشِ خورهه ای: گنجشک

 

>> برگرفته از وبلاگ آقای احمدرضا حجارزاده.


دوشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1386
تاریخچه پرچم ایران عزیز

پرچم زمان کوروش کبیر 559 سال پیش از میلاد

 

درفش کاویانی

 

پرچم در دوره شاه طهماسب

 

دوره شاه صفی دوم

 

دوره نادرشاه

 

دوره علی قلی شاه عادل

 

دوره آغا محمدخان قاجار

 
دوره محمد شاه قاجار
 
 
دوره ناصرالدین شاه
 
دوره رضاخان و پسرش (پهلوی سابق)
 
 
دوره حاضر (جمهوری اسلامی ایران)

سه‌شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1385
گاهنامه داخلی خورهه- آشوب شماره ۳

در این پست متن گاهنامه داخلی خورهه (آشوب) شماره ۳ را به صورت فایل Pdf برای دانلود می گذارم.

  دانلود  (حجم: ۶.۶۷ مگابایت)


پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1385
شب یلدا

خورهه های عزیز شب یلدا (شب چله) خوبی داشته باشید

شب یلدا یا «شب چله» شب اول زمستان و درازترین شب سال است. و فردای آن با دمیدن خورشید، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد. این بود که ایرانیان باستان، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.
این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد، همان که در زبان انگلیسی "day"خوانده میشود.

یلدا و جشنهای مربوطه که در این شب برگزار می شود،یک سنت باستانی است. یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است.

نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود درحالی که روزهای کوتاه تر نشانه ای از غلبه تاریکی.
برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می کردند.

آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند.

بر گرفته از کتابهای
" دیدی نو از آیینی کهن " نوشته دکتر فرهنگ مهر
"گاهشماری و جشنهای ایران باستان" نوشته هاشم رازی

 


چهارشنبه 22 آذر‌ماه سال 1385
عکسهایی از خورهه

در این پست چند عکس از خورهه می گذارم

کوه طایقان

نمایی از کوه طایقان و دشتهای خورهه

کوه طایقان و خورهه

نمایی دیگر از کوه طایقان و روستای خورهه در زیر آن

امامزاده خورهه

امامزاده خورهه در حال بازسازی

امامزاده خورهه

امامزاده خورهه در حال بازسازی

امامزاده خورهه

امامزاده خورهه در حال باز سازی (شناژ بندی)

امامزاده خورهه

نمایی دیگر از امامزاده خورهه در حال بازسازی

تابلوی خورهه

تابلوی تعیین مسیر بر سر دوراهی خورهه


پنج‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1385
خورهه به جا مانده از اشکانیان

در این پست متن مصاحبه ای را که روزنامه حیات نو با دکتر مهدی رهبر سرپرست کاوشهای باستانشناسی خورهه انجام داده است را می گذارم.

اما یکی از دوره‌ها‌یی که هنوز از دیدگاه تاریخ و البته بیشتراز آن باستان شناسی در‌ها‌له‌ای از ابهام‌‌ و افسانه‌ باقی مانده، دوره طولا‌نی حکومت پارتیان است که ما بیشتر در کتاب‌ها‌ی درسی خود آنها را به نام اشکانیان می‌شناسیم.
آثار تاریخی اندکی که از زمان پارتیان در مناطقی چون عراق و یا آن سوی مرزهای شمال شرقی ایران باقی مانده اگرچه آنقدر نیست که بتوان به درستی درباره آنها‌ اظهار نظر کرد اما همین اندک مانده‌ها‌ نیز حاکی از حکومتی است که از توان مالی خوبی برخوردار بوده است.
دراین دوره نخستین مجلس در ایران تشکیل می‌شود و آن گونه که از شواهد امر بر می‌آید مردم نباید ازسطح زندگی بدی برخوردار بوده باشند. اما همانگونه که گفته شد از قوم اشک‌ها‌ که نزدیک به 500 سال از حدود سال 250 قبل از میلا‌د تا 224 بعد از میلا‌د حکومت کردند آثار بسیار اندکی به دست آمده است . برخی بر این عقیده‌اند که ساسانیان به دلیل ضدیت با این قوم آثار باقی مانده آنها را از بین برده‌اند.
امادر ایران بناهای اندکی از اشکانیان باقی مانده است. دکتر مهدی رهبر که 6 فصل در منطقه خورهه محلا‌ت حفاری کرده است، به این نتیجه رسیده که این محوطه یک بنای دوره اشکانی است.
گفت وگویی درباره این منطقه باستانی انجام داده ایم که در ادامه می‌خوانید.
آقای دکتر اجازه بدهید در ابتدای صحبت اندکی با سابقه تاریخی منطقه تقریبا ناشناخته خورهه آشنا شویم.
باید بگویم از نظر تقسیمات کنونی کشوری این منطقه جز استان مرکزی ویکی از بخش‌ها‌ی محلا‌ت است . در جاده قم به اصفهان به فاصله 70 کیلومتری قم روستایی است که از این جا می‌توان به محل خورهه رسید. حسن قمی در کتاب خود «تاریخ قم»، را همان محلی می‌داند که اردشیر بابکان هنگام مراجعه از اصفهان در آن اتراق کرده و در همین جا است که در جنگ با حکام سرکش همدان و ری پیروزی قطعی به دست آورد. به گفته حسن قمی خورزن همان کوهی است که اسکندر برآن کوه که هیچکس قادر نیست بربالا‌ی آن رود جوسقی بنا کرده است، مثل مناره.
بررسی‌ها‌ی باستان شناسی تا چه حد این سابقه افسانه‌ای خورهه را تایید می‌کند؟
براساس بررسی‌ها‌ی صورت گرفته در دشت خورهه به این نتیجه رسیده ایم که این منطقه دست کم از هزاره دوم قبل از میلا‌د مسکونی بوده است . به نظر می‌رسد که یکی از دلا‌یل انتخاب این مکان برای سکونت حاصلخیزی و آب و هوای مناسب و شکار فراوان آن باشد . این نتایج را یافته‌ها‌ی سفالی منقوش و گاه ساده‌ای از نوع سفال‌ها‌ی هزاره دوم که به دست آمده‌اند تایید می‌کنند.
بپردازیم به حفاری‌ها‌در خورهه. پیشینه حفاری‌ها‌در این محوطه به چه سالی بر می‌گردد؟
این محوطه با توجه به وجود دو ستون سنگی بزرگ و ساخته شده، همواره توجه جهانگردان را به خود جلب کرده است. نخستین مطلب در باره این محوطه را بازهم حسن قمی نویسنده کتاب تاریخ قم در سال 378 هجری قمری به رشته تحریر در آورده است.
وی این بنا را کوشکی می‌داند ودرباره آن می‌گوید: «روستاق صرم شش دیه است . از آن جمله خورهابد که خوربن اروند آن را بنا کرده است بر سر جریب زمین . بر این دیه کوشکی بنا نهاده است. بر پشته‌ای مشرف و منیع و اساس و بنیاد آن از قرار زمین، گرد برگرد پشته و.. » همین مولف در جای دیگر این کتاب بنای خورهه را به زمان اسکندر منصوب می‌کند و از چهار ستون که از بقایای اسکندر است یاد می‌کند که این ستون‌ها‌ از سنگ مدور و متساوی ساخته شده‌اند و به گفته وی بر سر ستون‌ها‌ قبه‌ای از سنگ بوده است.
همانطور که می‌بینید حتی نام صاحب کوشک را نیز می‌آورد، شالوده بنا سنگ و زمان آن را هم به دوره اسکندر معطوف می‌دارد. بعد از حسن قمی در زمان ناصرالدین شاه این منطقه برای نخستین بار مورد کاوش قرار می‌گیرد. آن زمان دوره‌ای است که تب باستان شناسی در ایران اوج گرفته بود و ناصرالدین شاه در یکی از سفرهای خود به طرف اراک توقفی هم در خورهه داشت و از جمله افرادی که ملا‌زم رکاب وی بودند دکتر فوریه پزشک و چند تن از عکاس‌ها‌ی فرانسوی هستند.
وقتی ناصرالدین شاه به خورهه می‌رسد به دستور وی آنجا را کاوش می‌کنند. دکتر فوریه این موضوع را در کتاب خود با نام ‌«سه سال در دربار ایران »آورده و حتی عکس‌ها‌ی وی از خورهه نیز چاپ شده است. با توجه به این که دکتر فوریه به استخوان‌ها‌ و جمجمه‌ها‌ توجه خاص نشان می‌دهد و آنها را مورد مطالعه قرار می‌دهد مشخص است که او دنبال گنج نبوده است. پس از آن نیز افرادی چون هرتسفلد از خورهه بازدید می‌کنند و ستون‌ها‌ی سنگی را که به سبک یونیک ساخته شده است بررسی می‌کنند و آن را به زمان سلوکیان نسبت می‌دهند . به طور مثال هرتسفلد در نوشته‌ها‌ی خود بنای خورهه را معبدی می‌داند که به احترام یونیوس (خدای شراب یونان ) ساخته شده است. پس از او هم افراد بزرگی چون گریشمن و واندنبرگ آنجا را بازدید می‌کنند .
اما نخستین فصل حفاری و کاوش که پس از دوره ناصری در این منطقه انجام می‌شود به دست مرحوم علی حاکمی در سال 1335 است . این کاوش 5 تا 6 ماه به طول می‌انجامد و پس از آن سال 1355 متوقف می‌شود. پس یک وقفه طولا‌نی 20 ساله در کاوش‌ها‌ی این محوطه به وجود می‌آید.
شما کاوش دراین محوطه را چه سالی آغاز کردید؟
من این کاوش‌ها‌ را در سال 55 و همزمان با به ایران آمدنم آغاز کردم . با توجه به سوابقی که از این محوطه خوانده بودم درخواست کاوش در این محوطه را دادم. آن سال هنوز مرحوم حاکمی گزارش‌ها‌ی حفاری خود را منتشر نکرده بود و ما فکرمی‌کردیم که محوطه متعلق به دوره سلوکی است .
به همین دلیل در قدم نخست ابتدا یک بازبینی باستان شناسی در این محوطه و بخش‌ها‌یی که مورد حفاری قرار گرفته بود را لا‌زم می‌دیدم. آن سال را بیشتر به بازبینی محوطه پرداختیم و اطلا‌عاتی را گردآوری کردیم . اما با شروع انقلا‌ب اسلا‌می‌کاوش‌ها‌ در این محوطه تا سال 75 تعطیل شد. پس از آن در سال 75 یک بار دیگر به این محوطه بازگشتیم و تاکنون چهار فصل دیگر هم حفاری کرده‌‌ایم .
حفاری در این سال‌ها‌ همزمان شد با انتشار گزارش کاوش‌ها‌ی آقای حاکمی که در یک مجله خارجی منتشر کردند.
گزارش ایشان تا چه حد با یافته‌ها‌ی شما مغایرت داشت؟
ایشان در این گزارش محوطه را متعلق به دوره سلوکی و یک معبد معرفی می‌کند.
اما جالب این که یافته‌ها‌ی ما این محوطه را نه یک معبد بلکه یک خانه و نه به دوره سلوکی بلکه به دوره پارتیان منصوب می‌کند. حفاری‌ها‌ی ما نشان می‌دهد که این منطقه یک منزل مسکونی دوره اشکانی است.همانطور که گفتم ما نشانه‌ای در این محوطه برای نسبت دادن آن به دوره سلوکی به دست نیاورده‌ایم . اما به نظر می‌رسد که این بنا به دست یکی از هنرمندان دسته دوم، سوم سلوکی اما در زمان اشکانیان ساخته باشد . البته هنوز بخشی در این محوطه وجود دارد که حفاری نشده است. همچنین مغایرت‌ها‌ی جزئی هم در نقشه‌ای وجود داشت که مرحوم حاکمی از خورهه چاپ کرده بود . البته این مغایرت‌ها‌ بیشتر در رنگ دیوارها و به طور کلی مواردی از این دست بود.
اما همانطور که گفتم مهمتر از همه یافته‌ها‌یی است که قدمت این بنا را به دوره اشکانیان نسبت می‌دهد که با وجود حکومت 500 ساله آن آثار بسیار کمی باقی مانده است.
به طور مشخص تاریخ ساخت بنا مشخص شده است؟
می‌توانم بگویم به طور مشخص این بنا در قرن اول قبل از میلا‌د ساخته شده و تا دوره ساسانی هم مسکونی بوده است . به دلیل بزرگی و نوع ساخت آن احتمالا‌ بنا متعلق به یک مالک بزرگ یا حاکم بوده است. این بنا علا‌وه بر سنگ با خشت‌ها‌ی بزرگی در ابعاد 40*40*15 ساخته شده است. در گوشه شمال غربی بنا و در انتهای یک راهرو طویل، سنگ فرشی به شکل شومینه یپداشده است. در بیشتر اتاق‌ها‌ شومینه (اجاق) وجود دارد و آثار موجود نشان می‌دهد که از این شومینه‌ها‌ علا‌وه بر گرم کردن اتاق برای پختن غذا نیز استفاده می‌شده است. این شومینه‌ها‌ در دیوار کار گذاشته شده‌اند و آثار سوختگی بر روی دیوار کاملا‌ مشخص است.»
ما در حفاری‌ها‌ی خود به موضوع جالبی برخوردیم. این که ما در هیچ جای دیوارهای بنا خرهه آثاری از پنجره نمی‌بینیم.
پس نور مورد نیاز خانه از کجا تامین می‌شده است؟
این پرسشی است که ما در حفاری‌ها‌ی خود چیزی برای پاسخ به آن پیدا نکردیم. اما چند سال پیش اطلا‌ع دادند که در نزدیکی منطقه خرقان در استان قزوین روستایی وجود دارد که خانه‌ها‌ی آن هم پنجره ندارد. ما برای دیدن روستا به منطقه رفتیم و در این سفر دریافتیم که نور خانه‌ها‌ی روستا از طریق روزنه‌ای که در سقف قرار داشته است تعبیه می‌شده است. خانه‌ها‌ی این روستا حیاط ندارد.
موضوع مهمی در این منطقه وجود دارد، مسئله حرمت به خانواده است . همانطور که گفتم بنای خورهه یک بنای اربابی بوده است تا حکومتی. شاید به همین دلیل هم بنا را به دو بخش اندرونی و بیرونی تقسیم بندی کرده‌اند.این موضوعی نیست که پس از اسلا‌م اتفاق افتاده باشد. در بخش بیرونی بنا از سمت دیگری است. موضوع مهم دیگر در این بنا تعمیر‌ها‌یی است که در بنا انجام شده است.این خانه در طول 200 تا 300 سال مسکونی بودن خود 3 تا 4 بار مورد تعمیرقرار گرفته و رنگ آمیزی شده است. می‌توان از طریق این تعمیرها تا حدی به وسع مالی ساکنان خانه پی برد زیرا در دوره‌ها‌ی نخست که با دیدن رنگ‌ها‌ی زیرین استنباط می‌شود و از رنگ استفاده شده است اما در دوره بعدی از خاک سفید برای رنگ آمیزی بهره گرفته‌اند . این نشانگر آن است که ساکنان خانه اگرچه وسع مالیشان کم شده اما هنوز اخلا‌ق اشرافی آنها حفظ شده است. به نظر می‌رسد که ساکنین این خانه، بنا را به قصد بازگشت ترک کرده‌اند. اما هرگز به آن بازنگشته‌اند.
در نهایت این محوطه مسکونی چه زمانی به طور کامل متروکه می‌شود؟
به طور کلی در کاوش‌ها‌ی انجام گرفته در خورهه محلا‌ت سه دوره تاریخی اشکانی، ساسانی و ایلخانی کشف شده است.
ین تپه در دوره ساسانی مورد استفاده قرار گرفته است. بعد از انقراض دولت اشکانی، یک گروه کوچک ساسانی (احتمال صنعت گر) مدتی در این خانه زندگی کردند. این خانه پس از ترک به شکل یک تپه کله قندی، متروکه می‌شود.
در قرن هشتم هجری و در دوره ایلخانی این تپه به عنوان یک گورستان مورد استفاده قرار می‌گیرد. کاوش‌ها‌ی باستانی شناسی در این تپه به کشف یک گورستان با بیش از 30 اسکلت ایلخانی منجر شد. این تپه یک گورستان بسیار وسیع است. از آنجا که روستاها برای محافظت گورستان‌ها‌ از سیل و آسیب‌ها‌ی جوی روی تپه‌ها‌ ساخته می‌شدند، این گورستان نیز روی تپه ساخته شده است.همه قبرها به سمت قبله دفن شده‌اند. هیچ شی یا سفالی در کنار اسکلت‌ها‌ دفن نشده است. فقط دور قبر‌ها‌ سنگ‌هایی‌ برای شناسایی قبرها گذاشته‌اند.در گورهای ایلخانی کشف شده در محلا‌ت، سنگ‌ها‌ی سبز «مالون» روی صورت یا در زیر سر اسکلت قرار داده شده‌اند. بررسی‌ها‌ی باستان شناسی نشان می‌دهد که این سنگ‌ها‌ از یک معدن در 60 کیلومتری تپه آورده شده است و به احتمال بسیار قوی این سنگ‌ها‌ی سبز به خاطر مقدس بودن رنگ سبز، به عنوان سنگ مقدس در گورها با اسکلت دفن شده‌اند روی این گورها هیچ نوشته‌ای که نشان دهد این گورها به چه دوره‌ای تعلق دارند، وجود ندارد. فقط در نزدیکی تپه در جلوی یک چشمه، یک حدیث از حضرت رسول اکرم(ص) روی سنگی حک شده است که تاریخ آن به دوران ایلخانی باز می‌گردد. همچنین وجود یک وقف نامه از دوره ایلخانی روی صخره نیز نقش بسته که تاریخ موجود در آن به سال 770 هجری قمری بر می‌گردد.
از این که این فرصت را در اختیار ما گذاشتید ممنونم.
 
>>> برگرفته از روزنامه حیات نو <<<

چهارشنبه 17 آبان‌ماه سال 1385
دعوت به همکاری

سلام مجدد بعد از یک مدت طولانی با عرض معذرت از دوستان عزیز. به اطلاع کلیه دوستان و خورهه های عزیز می رساند اینجانب به علت حجم بالای کار زمان کافی جهت آپدیت وبلاگ ندارم و از آنجا که هدف از راه اندازی این وبلاگ اشاعه فرهنگ خورهه و معرفی آن در وب می باشد لذا از دوستانی که مایل به همکاری در این وبلاگ هستند دعوت به همکاری می شود. لطفا برایم در قسمت نظرات و یا آدرس ایمیل پیغام بگذارید.

 


   1       2       3       4       5       ...       16    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها