X
تبلیغات
رایتل
خورهه دهکده جهانی
دانلود نرم افزارهای جدید و رایگان با کرک download free software and crack ایمیل:rezaraz@walla.com--rezaraz@gmail.com

آرشیو
موضوع بندی
شنبه 17 دی‌ماه سال 1384
عجایب هفتگانه جهان- The seven wonders the ancient

1- هرم بزرگ خوفو (Pyramid of Khufu)

 هرم بزرگ خوفو (اسامی دیگر: هرم جیزه، هرم خئوپس) که نزدیک قاهره دیده میشود از اولین عجایب هفتگانه است که تا این زمان وجود دارد و گذشت زمان و حوادث نتوانسته است خللی در ارکانش ایجاد کند. سطح قاعده هرم جیره مربعی است که هر ضلع آن  233  متر است، و این هیولای حیرت انگیز متکی به سطحی است که مساحتش بالغ بر  54  هزار متر میباشد. بر اثر عوامل جوی تاکنون  12  متر از ارتفاعش کاسته شده. حجم این توده عظیم سنگ، سابقاً  2  میلیون و  700  هزار متر مکعب که شامل وزنی معادل  8  میلیون تن، یعنی  8  میلیارد کیلو بود. این مقدار عظیم سنگ ثابت میکند که در مشرق رود نیل کوه هایی وجود داشته که تخته سنگهای آن را به این نقطه حمل کرده و بر روی هم قرار داده اند. بنای عظیم روی قاعده سنگی هرم بسیار دقیق است، به طوری که معمارا ن امروز حیرانند که در آن زمان با چه وسایلی به این دقت ترازو و اندازه گیری شده. راهروی ورودی هرم، مختصر خمیدگی دارد که یکراست به طرف شمال میرود، اگر یک خط فرضی از منتها الیه راهرو ادامه یابد، با چند درجه اختلاف پایین تر به قطب منتهی میشود و این اختلاف به علت محور زمین است که در طول این مدت پیدا شده است. هرم مصر مقابر فراعنه میباشد.

 2- باغهای معلق بابل در عراق (Hanging Gardens of Babylon)

باغ‌های مُعَلق بابـِل باغ‌هایی تاریخی بودند که گفته می‌شود حدود  600  پ.م در شهر بابل (عراق امروزی) ساخته شده بودند. باغ‌های معلق بابل جزو عجایب هفتگانه جهان بشمار می‌آیند.

این باغها بنا به نظر بسیاری از تاریخدانان و پژوهندگان توسط نبوکدنصر (Nebuchadnezzar) شاه بابل در سده  600  پیش از میلاد برای همسر ایرانی‌اش امتیس (دختر شاه ماد) ساخته شده است. با توجه به منابع مکتوب یونانی، باغهای معلق دارای چنین مشخصاتی بوده اند:

"باغها مربع شکل بوده و دارای گنبدهای قوسی شکلی بوده که بر روی کف شطرنجی مکعبی شکلی قرار داشته است. ایوانی که دور بام ایجاد شده بوده توسط پلکان با پایین مرتبط میشده است. باغهای معلق از گیاهانی که بالاتر از سطح زمین کاشته شده بودند ایجاد شده و ریشه گیاهان و درختان به جای کاشته شدن در زمین، در کف ایوانها جاسازی شده بودند. تمام این مجموعه بر روی ستونهایی قرار داشت و آب از طریق وسایل بالا برنده در کانالهای شیب دار ریخته و در کل باغ جریان میافت. آبیاری گیاهان و رطوبت موجود در فضا از همین آب بود. در واقع این بنا با چمن همیشه سبز و درختان محکمش، کاری هنری و تجملی شاهانه بود. یکی از جالبترین جنبه های بنا این بود که کار باغبانی و کشاورزی در بالای سر بیننده انجام میشد."

بیشترین اطلاعات درباره باغ های معلق مربوط به مورخین یونانی است و جالب اینکه در کتیبه های بابل هیچ اشاره ای به این باغها نشده است در حالی که توضیح مفصل قصر و شهر بابل در آنها وجود دارد. بنا به نظر تاریخ نگاران امروز، باغهای بابل محصول تخیل شعرا و تاریخ نگارانی است که شرح بابل را از زبان سربازان اسکندر شنیده و به آن شاخ و برگی شاعرانه داده اند.

در قرن بیستم بعضی از اسرار باغهای معلق فاش شده است زیرا باستانشناسان در حفاریهای خود در محل شهر باستانی بابل در عراق امروز، زیر بنای این باغها را یافته اند و یک کشف دیگر مربوط به بنای طاق و گنبد دار اصلی است، که شامل دیوارهای ضخیم و یک چاه آبیاری در نزدیکی قصر جنوبی بوده است. گروهی از باستان شناسان منطقه قصر جنوبی را نقشه برداری کرده و ساختمان طاق دار اصلی را بازسازی کرده اند.

 

3- نیایشگاه آرتمیس (Temple of Artemis at Ephesus)

معبد آرتمیس در شهر افه سوس (Ephesus) در حدود  50  کیلومتری شهر ازمیر (Izmir) ترکیه قرار داشته است. این معبد به عنوان زیباترین بنای روی زمین شناخته می شده است و به همین دلیل در میان عجایب هفت گانه جا دارد.

هرچند که زیربنای باقی مانده از این معبد تاریخ ساخت آنرا قرن هفتم قبل از میلاد مشخص میکند، اما راه یافتن معبد آرتمیس در فهرست عجایب هفت گانه به حدود  550  قبل از میلاد مربوط میشود. این بنا که به آن معبد بزرگ مرمرین گفته میشود، توسط کروسوس (Croesus) شاه لیدی به کرسیفون (Chersiphron) معمار یونانی سفارش داده شد. معبد با مجسمه های برنزی که توسط ماهرترین مجسمه سازان آن زمان ساخته شده بودند تزئین شده بود. هنرمندانی نظیر فیدیاس (Pheidias)، پلی کلیتوس (Polycleitus)، کرسیلاس (Kresilas) و فرادمون (Phradmon).

معبد آرتمیس هم به عنوان یک محل داد و ستد کالا و هم به عنوان آموزشگاه مذهبی مورد استفاده قرار میگرفت. در طی سالها، بازرگانان، جهانگردان، صنعتگران و پادشاهان از این محل مقدس دیدن میکردند و احترام خود را با آوردن هدایای مختلف ابراز می نمودند. تحقیقات اخیر باستان شناسی به یافتن تعدادی از این هدایا که شامل مجسمه های طلا و عاج آرتمیس، گوشواره ها، دستبندها و گردنبندهایی زیبا اثر صنعتگران پارس و هند هستند منجر شده است.

در شب  21  جولای سال  356  قبل از میلاد، مردی به نام هروستراتوس (Herostratus) برای جاودانه کردن نام خود در تاریخ، معبد را آتش زد و درواقع به هدف خود دست یافت. عجیب اینکه اسکندر کبیر هم در همین شب متولد شد. بنا به گفته پلوتارک (Plutarch) تاریخ نگار، در آن شب آرتمیس چنان درگیر مراقبت از زاده شدن اسکندر بود که نتوانست از معبد خود محافظت کند.

اسکندر پس از فتح آسیای صغیر اقدام به ساخت مجدد معبد کرد که تا بعد از مرگ وی در سال  323  قبل از میلاد، همچنان در دست ساختمان بود. در قرن اول پس از میلاد، هنگامی که سنت پل برای تبلیغ مسیحیت به افه سوس سفر کرد، با عده زیادی از پیروان آرتمیس مواجه شد که به هیچ وجه قصد ترک الهه خود را نداشتند. در سال  262  میلادی معبد توسط قبیله گوت Gothsمجددا ویران شد. اهالی شهر قسم خوردند تا آنرا مجددا بنا کنند. در قرن چهارم میلادی، بیشتر اهالی افه سوس به مسیحیت گرویده بودند و معبد شکوه و جلال خود را از دست داده بود. اهالی افه سوس پس از آخرین تهاجم منجر به ویرانی معبد در سال  401  میلادی، کم کم شهر را ترک کردند و این شهر متروک در اواخر قرن  19  میلادی کشف و حفاری شد. این اکتشافات زیربنای معبد را نمایان ساخت.

این معبد با زیر بنای چهار گوش خود، برخلاف نمونه های دیگر از مرمر ساخته شده و یک ورودی زیبا و تزئینی به حیاط بزرگ ساختمان داشته است. پلکان مرمری طبقه همکف را به بالکن هایبلند و عظیمی متصل میکردند که کف آن در حدود  80  متر در  130  متر بوده است.127  ستون در این بنا به کار رفته بوده که ارتفاع آنها  20  متر و با سرستونهای ایونیک و کناره های کنده کاری شده بوده است. ستونها در ردیفهای منظم در کل محوطه به جز منطقه مرکزی-که محل قرار گیری خانه الهه بود- قرار گرفته بودند.

این معبد تعداد فراوانی از آثار هنری را در خود جا داده بود، از جمله  4  مجسمه برنزی باستانی از قبیله آمازون که توسط بهترین هنرمندان دوران ساخته شده بودند. هنگامی که سنت پل به دیدن شهر آمده بود، معبد با ستونهای طلایی و مجسمه های کوچک نقره ای و نقاشی های متعدد تزئین شده بود. هیچ شاهدی مبنی بر وجود مجسمه آرتمیس در مرکز معبد وجود ندارد اما دلیلی هم برای وجود نداشتن آن در دست نیست.

 

4- مجسمه زئوس (Statue of Zeus at Olympia)

 در یکصد و پنجاه کیلومتری غرب آتن در یونان، شهری تاریخی بنام المپیا (Olympia) قرار دارد، شهری که جایگاه اولیه بازیهای المپیک بوده و اصلا" نام این بازیها از آن گرفته شده است. در ارزش و مقام بازیهای المپیک در ایام باستان همین بس که در مدت بازیها جنگها متوقف می شد و ورزشکاران از آسیا صغیر، سوریه، مصر و جز اینها برای مسابقه و پرستش زئوس (Zeus) به شهر المپیا می آمدند.

پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که بازی‌های المپیک از سال  776  قبل از میلاد آغاز شده است و بعدها در سال  450  قبل از میلاد معبد زئوس توسط معماری بنام لیبون (Libon) ساخته شد. نیایشگاه زئوس بسیار ساده و با معماری معمولی یونان ساخته شد ازاینرو لازم بود تا به نوعی عظمت و بزرگی زئوس در پرستشگاه ترسیم شود. راه حل چیزی نبود جز یک تندیس با عظمت از زئوس، تندیس سازی بنام فی دیاس (Pheidias) مسئول ساخت این تندیس با شکوه شد.

فی دیاس تجربه ساخت تندیس‌های بزرگ از طلا و عاج را داشت. کارگاه تندیس سازی او هنوز در المپیا موجود است، او در آنجا قطعات تندیس زئوس را ساخت و پس از پایان ساخت قطعات در نیایشگاه آنها را روی هم سوار کرد.

برای سالها معبد زئوس محل جذب ورزشکاران و بازدیدکنندگان از سراسر دنیا بود. در سده نخست میلادی یکی از امپراتورهای روم بنام گالیگولا (Galigula) قصد آنرا داشت که این تندیس زیبا را به رم ببرد. اما در میان راه چهارچوب‌هایی که برای حمل تندیس ساخته بودند شکست و خساراتی هم به تندیس وارد شد بعدها این معبد و تندیس زئوس در سده دوم میلادی توسط یونانیان بازسازی شد.

در سال  391  پس از میلاد امپراتور یونان تئودسیوس اول (Theodosius I) بازی‌های المپیک را ممنوع کرد و درب‌های معبد زئوس را به روی همه بست. او بازی‌های المپیک را تمریناتی برای کفر و شرک می دانست. پس از آن باران، زمین‌لرزه و غیره آسیبهای جدی به نیایشگاه زئوس وارد کرد تا اینکه قبل از قرن پنجم میلادی یکی از ثروتمندان یونان تندیس زئوس را از معبد به شهری بنام کنستانتینوپل (Constantinople) - که امروز جزو خاک ترکیه و حوالی استانبول است - برد.

تندیس زئوس در این شهر تا سال  462  سالم نگهداری شد تا اینکه در این سال در یک آتش سوزی بسیار بزرگ تخریب شد. در نوشته‌های به جا مانده از یونان باستان آمده است که "با وجود آنکه نیایشگاه زئوس بسیار بزرگ است و با اینکه تندیس، زئوس را در حالت نشسته نمایش می دهد اما سر تندیس تقریبآ به سقف چسبیده است. ما نگران هستیم اگر چنانچه روزی زئوس بخواهد بایستد، سقف درهم خواهد شکست!"

ارتفاع تندیس زئوس حدود  13  متر بود و سطح مجسمه به ابعاد  6.5  در  1  متر جای داده می شد، یونانیان باستان تندیس زئوس را در مراسم گوناگون با زیورآلات خاصی آرایش می کردند. در ارتباط با عظمت و زیبایی این تندیس جهانگرد معروف یونانی پاسانیاس (Pausanias) می نویسد:

"روی سر این تندیس تاجی از برگ زیتون قرار داشت و در دست راست او نشان پیروزی ... در دست چپ او عصای سلطنتی که مینا کاری شده بود و روی عصا یک عقاب از طلا نشسته بود. کفشهایش طلا بود و لباسهایش از پوست حیوانات و گل یاس و ... تخت پادشاهی او از زر، چوب آبنوس و عاج فیل ساخته شده بود."

 

5 - آرامگاه هالیکارناسوس (Mausoleum at Halicarnassus)

 این آرامگاه واقع در بودروم ترکیه که در زمانهای قدیم هالیکارناسوس نام داشت واقع بوده است. زمانی که ایرانیان حکومت خود را تا میانرودان، هند شمالی، سوریه، مصر و آسیای کوچک گسترش داده بودند، با توجه به گستردگی مملکت، یک شاه بدون کمک حکام محلی قادر به سر و سامان دادن حکومت خود نبود.

سرزمین کاریا واقع در غرب آسیای کوچک (آناتولی) به قدری از پایتخت دور بود که به نوعی مستقل و خودگردان به شمار می آمد. در طی سالهای  377  تا  353  پیش از میلاد، شاهی ایرانی به نام ماسول (Mausollos) بر این منطقه حکومت میکرد و پایتخت خود را به هالیکارناسوس منتقل کرد. در زندگی این شاه هیچ نکته مهمی به غیر از بنا کردن آرامگاه خودش وجود ندارد. ایده این پروژه توسط همسر و خواهر شاه، آرتمیسیا به وجود آمد.این بنا در حدود سال  350  پیش از میلاد، سه سال پس از مرگ شاه و یک سال پس از مرگ آرتمیسیا، تکمیل شد.

به مدت  16  سده، آرامگاه در شرایط خوبی برجا ماند تا یک زمین‌لرزه موجب آسیب دیدن سقف و ستونهای آن شد. در اوایل سده  15  میلادی، شهسواران سنت جان از مالت، این ناحیه را اشغال کرده و از سنگهای آرامگاه برای ساختن یک دژ نظامی استفاده کردند. این دژ عظیم همچنان پابرجاست و سنگهای براق و مرمرهای آرامگاه را در میان دیوارهای آن می‌توان بازشناخت. شماری از تندیس‌های موجود در آرامگاه اکنون در موزه بریتانیا در لندن نگهداری می‌شوند.

 پژوهشهای باستانشناسی و شرح مفصل و پرجزئیات تاریخنگاران باستانی تصویر روشنی از این آرامگاه به دست داده است. بنا دارای زیربنای چهارگوشی به ابعاد  30  در  40  متر بوده و جایگاه ویژه سلطنتی پلکان دار که زوایای آن با تندیس‌هایی تزئین شده بر روی آن قرار گرفته بوده است. اتاق آرامگاه و تابوت مرمرین با طلا تزئین شده و با ستونهای ایونی محاصره شده بوده است. سقف هرمی شکل مزین به تندیس‌های متعدد بر روی ردیف ستونها قرار داشته است. نوک این آرامگاه با تندیس یک ارابه که توسط چهار اسب کشیده میشده، آراسته شده بوه است.

ارتفاع کلی این آرامگاه حدود  45  متر محاسبه شده که از این مقدار، 20  متر مربوط به جایگاه ویژه، 12  متر برای ستونها، 7  متر سقف هرمی و  6  متر مربوط به تندیس ارابه بوده است. زیبایی این آرامگاه نه تنها به خاطر خود بنا که به دلیل وجود تندیس‌هایی است که طبقات گوناگون آنرا آراسته اند. در میان این تندیس‌ها دهها تندیس در اندازه طبیعی و همچنین بسیار کوچکتر و بزرگتر، از انسان، شیر، اسب و حیوانات دیگر به چشم میخورد. چهار هنرمند برجسته دوران، بریاکسیس Bryaxis، لئوکارس Leochares، اسکوپاس Scopas  و تیموتئوس Timotheus، چهار طرف این بنا را تزئین کرده اند. آرامگاه هالیکارناسوس به دلیل اینکه به خدایان یونان قدیم تقدیم نشده، جایگاه بسیار ویژه‌ای در تاریخ دارد.

6 - مجسمه رودس (Colossus of Rhodes)

 غول رودس نام تندیسی است از هلیوس (Helios) - خدای خورشید - که بقولی در ورودی بندر شهر رودس در یونان، قرار داشته است و به همین دلیل به غول رودس معروف گشته‌است. این تندیس، علی رغم اینکه پس از ساخته شدن تنها  56  سال پابرجا بود، از سوی غربیان به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جهان اعلام شده است. بنا به گفته تاریخنگاران این تندیس عظیم حتا در زمانی که بر روی زمین افتاده بود هم بسیار شگفت انگیز بود. این غول تنها یک تندیس عظیم نبود بلکه نماد اتحاد مردم رودس به شمار میرفت.

یونان باستان در بیشتر دوران تاریخی خود، شامل ایالاتی با قدرت محدود بوده است. جزیره رودس شامل سه ایالت یالیسوس (Ialysos)، کامیروس (Kamiros) و لیندوس (Lindos) بوده است. در  408  پیش از میلاد، این شهرها با هم متحد شده و یک قلمرو با پایتخت واحد به نام رودس، به وجود آوردند. این شهر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفته بود و با مصر مراودات تجاری داشت. در سال  305  قبل از میلاد آنتیگونی‌های مقدونیه، رودس را محاصره کرد تا این ارتباط تجاری را از بین ببرد.

آنها هرگز موفق نشدند به داخل شهر نفوذ کنند و پس از امضای قرارداد صلح در سال  304  قبل از میلاد، آنتیگونی‌ها محاصره را ترک کردند و مقدار هنگفتی جنگ افزارهای گرانبها برجا گذاشتند. اهالی رودس این غنایم را فروختند و به افتخار اتحاد خود، با پول آن تندیس عظیم را بنا کردند. ساختن این تندیس  12  سال طول کشید و در سال  282  قبل از میلاد به پایان رسید. سالها این تندیس در ورودی بندر پابرجا بود تا زمین‌لرزه شدیدی به شهر آسیب فراوان رساند و تندیس را از ضعیفترین بخش آن - زانوهای غول - شکست.

امپراتور مصر هزینه تعمیر آنرا به عهده گرفت اما یک پیشگو، عمل بازسازی را منحوس خواند و در نتیجه پیشنهاد امپراطور پذیرفته نشد. باقیمانده‌ی تندیس بیش از  800  سال بر خاک افتاده بود تا اینکه عربها به فرماندهی معاویه پسر ابوسفیان، در سال  654  پس از میلاد مسیح به رودس هجوم بردند. آنها بقایای تندیس را از هم باز کردند و به یک بازرگان یهودی اهل سوریه فروختند. گفته شده است که  900  شتر این بار عظیم را به سوریه حمل کردند.

 با توجه به ارتفاع تندیس و عرض دهنه بندر، تصور قرار گرفتن مجسمه با پاهای گشوده بر دو طرف ورودی بندر، غیر ممکن به نظر میرسد و از آنجایی که تندیس پس از سقوط موجب گرفتگی مسیر بندرگاه نشده است، به نظر میرسد که تندیس یا بر روی سمت شرقی دماغه بنا شده بوده یا اصولا بیش از آنچه گفته می‌شود از آب دور بوده است. هر چه بوده، مسلم است که غول با پاهای گشوده بر دو سمت ورودی بندر نایستاده بوده است.
 
پروژه ساخت تندیس به چارز اهل لیندوس (Chares of Lindos) تندیسگر سپرده شده بود. برای این کار، کارگران او قطعات برنزی روی تندیس را قالب ریزی میکردند. پایه تندیس از مرمر بوده و پاها تا مچ آن ابتدا ساخته و محکم شده است. ساختار تندیس به تدریج با قرار گرفتن قطعات برنز بر روی چهارچوبی از آهن و سنگ، پدیدار میشد. یک خاکریز بلند برای دسترسی پیدا کردن به بخشهای بالایی تندیس، در اطراف آن ساخته شد که پس از پایان کار برچیده شد. تندیس در پایان  33  متر ارتفاع داشت که بر روی پایه‌های مرمرین به بلندی  15  متر قرار گرفت. گفته می‌شود عده کمی می‌توانستند دو دست خود را بر دور انگشت شست او حلقه کنند.

7 - برج دریایی اسکندریه (Lighthouse of Alexandria)

 هفتمین عجایب هفتگانه جهان در مصر بود . برجی که برفراز آن آتشی بود تا شبها راهنمای ملوانان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد . این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و از همین جاست که کلمه فار به معنای چراغ دریایی را برای این نوع ساختمانها و مناره هایی که چراغ دریایی بر فراز آن است به کار میبرند . برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر، یعنی "بطلمیوس دوم" ( 247  – 304  ) قبل از میلاد به وسیله معماری به نام "سوسترات" ساخته شد  . آنچه که تاریخ درباره ارتفاع برج ذکر کرده است باور کردنی نیست . یونانی ها میگویند در حدود  272  متر ارتفاع داشته ، ولی اعراب که  10  قرن بعد توانستند قدم به مصر گذارند گفته اند ارتفاع خرابه برج دریایی اسکندریه به  16  متر میرسید . این برج روی پایه ای چهارگوش که  69  متر ارتفاع آن بوده از دیواری  8  ضلعی و  38  متری بالا رفته است که برج  9  متری دیگری روی آن بنا شده است که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتوافکن بود . فانوس دریایی اسکندریه برفراز برج عظیم آن روشن بوده و این برج تا قرن  12  جایگاه فانوس دریایی بوده است . در سال  1375  میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اسکندریه و سایر نقاط اطراف آن روی داد ، برج دریایی اسکندریه زیر و رو شد و ازخرابه های آن هم چیزی به دست نیامد .


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها